شما اینجا هستید
استان » به مناسبت روز جهانی مسجد

مسجد اولین بنایی بود که پیامبر اسلام(ص) ساخت؛ پس از مهاجرت ایشان از مکه به مدینه و به روستای قبا در ماه ربیع الاول،  دستور ساخت مسجد از سوی آن حضرت صار شد. این مسجد با نام «قبا» نام دارد، اولین مسجد در دوران اسلامی به شمار می رود که شخص رسول مکرم اسلام اولین سنگ بنای ساخت آن را گذارده است.

در آیات الهی بر اهمیت خاص مسجد و اهمیت آن تأکید شده است. مسجد خانه توحید است و طبق برخی روایات مکه نخستین مسجد روی زمین و نخستین خانه مبارکی است که برای پرستش و عبادت مؤمنان بنا شده است: «انّ اوّل بیت وضع للنّاس للّذی ببکّه مبارکا و هدی للعالمین». مسجد نخستین مرکز و پایگاهی است که به منظور عبادت و پرستش خدای یگانه در زمین نهاده شد و پیش از آن، عبادتگاه دیگری که کانون عبادت و نیایش موحدان و خدا پرستان باشد، وجود نداشته است.

در سی‌ یکم مرداد ۱۳۴۸ شمسی مصادف با ٢١ آگوست ۱۹۶۹ مسجدالاقصی اولین قبله مسلمین و یکی از مقدس ترین معابد مورد احترام ادیان آسمانی، توسط اشغالگران صهیونیست به آتش کشیده شد و ستون‌های آتش و دود تا ارتفاع صدها متر به آسمان برخاست. در قسمت جنوب شرقی در حدود دویست متر مربع از سقف مسجد کاملاً منهدم گردید و گنبد مسجد در پنج نقطه سوخت. همچنین یکی از آثار متبرک مسجد و یک منبر مخصوص با سابقه هشتصد ساله کاملاً از میان رفت. به مناسبت سالروز این جنایت دردناک، ۳۱ مرداد تا ۶ شهریور هر سال با عنوان هفته جهانی مساجد نامگذاری شده است.

مشاهدات تجربى، اظهارات دست اندرکاران امور مساجد وانجام مصاحبه هاى اکتشافى اولیه، که با چند تن از مردم عادى و برخى افراد فعال در مساجد انجام شده است، نشان مى دهد که حضور مردم در مساجد نسبت به دوران انقلاب (۱۳۵۶ – ۱۳۵۷ ) و سال هاى ابتدایى پس از پیروزى انقلاب (۱۳۵۸ – ۱۳۶۰) کاهش یافته است. بنابراین، اکنون به صورت جدّى، این سؤال مطرح است که دلایل این کاهش حضور چیست؟ چرا صفوف نماز جماعت خلوت است؟ چرا شور و نشاط اواخر دهه پنجاه در مساجد دیده نمى شود؟ چرا از کتابخانه هاى مساجد، از کلاس ها، سخنرانى ها و سایر فعالیت هاى مساجد استقبال نمى شود؟

در تحلیل پدیده کاهش حضور در مساجد، اولین دلیل عمده اى که مطرح است، مقطعى بودن بعضى از نیازها در دوران رونق مى باشد. طى دهه هاى چهل و پنجاه، به دنبال مجموعه اى از تحولات اجتماعى و فرهنگى، یک خواسته و نیاز جمعى در میان مردم پدید آمد: “برچیده شدن نظام شاهنشاهى و ایجاد حاکمیت اسلام”. کاهش حضور در مساجد در دوره رکود نسبى، تا اندازه اى به این دلیل بود که اولاً، با پیروزى انقلاب و ثانیاً با خنثى شدن بسیارى از توطئه هاى پس از انقلاب، نیازهاى مذکور منتفى شده بود.

براى این قسمت از تحلیل، نمى توان نتایج کاربردى ارائه داد; زیرا نیازهاى مقطعى یاد شده، مربوط به همان دوره خاص بوده است و نمى توان و نباید آن ها را در همان شکل سابق احیا کرد. اما یادآورى آن، این فایده را دارد که برخى از دلایل پدیده کاهش حضور را آشکار و قابل فهم مى سازد.

بر مبناى این تحلیل، به منظور افزایش حضور مردم در مساجد ، باید با مداخله در متغیرهایى که موجب تغییر در تعادل نیاز ارزشى مردم شده است، این تعادل را به سوى برترى نسبى نیازها و ارزش هاى جمعى و متعالى، هدایت نمود. اگر بتوانیم فاصله میان واقعیت ها و آرمان ها را کاهش دهیم، میزان فقر را به حداقل برسانیم، سطح انتظار مردم را از زندگى به گونه اى نسبى کاهش دهیم و نهادهاى ارشادى و تبلیغى خود را فعال سازیم ، به نتیجه خواهیم رسید.

نقش و اهمیت مسجد در اسلام

در فرهنگ دینى، نام «مسجد» یادآور بندگى و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. «مسجد» یعنى: جایگاه سجده، و سجده اوج عبادت و بندگى انسان براى خداست; «السجودُ منتهىَ العبادهِ مِن بَنی آدم.»۱ در حقیقت، برترین و اصیل ترین محل براى عبادت و تقربّ جستن به خداوند متعال مسجد است. بنابراین، در قرآن کریم بر جنبه هاى عبادى مسجد بیش از هر بعد دیگرى تکیه شده است. مسجد جایگاه عبادت و پرستش خالصانه خداوند است; «و اَنَّ المساجدَ لِلّهِ فَلاَ تَدعُوا مَعَ اللَّهِ اَحداً.» (جن: ۱۸) مسجد جایگاه زمزمه و نجواى صادقانه با معبود است; «وَ اَقیمُوا وُجوهَکُم عِندَ کُلِّ مَسجد وَادعُوهُ مُخلصینَ لَهُ الدّینَ»(حج: ۴)

مسجد پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک است; «سُبحانَ الّذی اَسرى بِعبدهِ لیلاً مِن المسجدِ الحرامِ اِلىَ المسجدِ الاَقصى.»(اسراء:۱) مسجد زیارتگاه خاص بارى تعالى است; «اَلا طُوبَى لِعبد تَوضَّأ فی بیتهِ ثُم زارنی فی بیتی»;۲ خوشا به حال بنده اى که در خانه خویش وضو بگیرد، آن گاه مرا در خانه ام زیارت کند. (پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)) انوار تابناک و بى آلایش پرستش در مسجد، براى عرش نشینان پرتو افکنى مى کند، آن سان که ستارگان آسمان براى ما خاک نشینان نور افشانى مى کنند; «اِنَّ بیُوتی فِى الارضِ المساجدُ تُضىِءُ لاِهلِ السَّماءِ کما تُضىءُ النُجومُ لاِهلِ الاَرضِ.»۳

کوتاه سخن آن که یکى از نقش‌هاى اساسى مسجد آن است که زمینه عبادت پر حضور و خالصانه را فراهم نماید تا مؤمنان در آن جا با پرداختن به نماز و ذکر و دعا، زنگار غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال ـ به معناى واقعى کلمه ـ انس بگیرند. ابعاد تربیتى مسجد به گونه اى با ابعاد عبادى آن مرتبط است; زیرا عبادت پرورش دهنده روح و روان آدمى بوده و پاسخ به آن در واقع، پاسخ به یک نیاز طبیعى و مهم اوست. کسى که نیازهاى جسمى و روانى خود را به طور منطقى پاسخ گوید شخصیتى متعادل مى یابد.

عبادت و راز و نیاز با خداوند نیاز واقعى و فطرى هر انسان و مکمّل، بلکه مقوم شخصیت اوست. گرچه عبادت در هر مکانى این نیاز روحى را به طور نسبى تأمین مى کند، ولى این نیاز در مسجد و عبادتگاه بهتر و کامل تر تأمین مى شود. بر این پایه، انسان بنا به فطرت خویش، معبد و مسجد را دوست مى دارد و بدان عشق مىورزد.

پژوهش هاى تاریخى نشان مى دهد که معبد با انسان هم راه و هم زاد بوده است. از این رو، معصومان(علیهم السلام) در سخنان خویش، مسجد را آشیانه و پناهگاه مؤمن بر شمرده اند;۴ پناهگاهى که انسان در آن از دغدغه و اضطراب فاصله مى گیرد و به آرامش و سکون دست مى یابد. امام صادق(علیه السلام) به مسلمانان سفارش مى کند که هنگام رویارویى با مشکلات و اندوه هاى دنیوى، به نماز و مسجد پناه ببرند.۵ بدین روى، از یک نگاه، جنبه هاى عبادى مسجد را مى توان در شمار نقش تربیتى آن نیز به شمار آورد.

مسجد با ایجاد آشنایى و پیوند میان مؤمن با نخبگان و صالحان جامعه، بسترى مناسب براى پرورش و تربیت روحى، اجتماعى وى فراهم مى کند. در مکتب تربیتى اسلام و بسیارى از مکتب هاى تربیتى دیگر، «انزواطلبى» و «جمع گریزى» بیمارى روحى شناخته مى شود، در حالى که اجتماعى بودن و جمع گرایى ـ در حد معقول آن ـ نشانه سلامت روح و روان انسان و تعادل فکرى او به حساب مى آید. مسجد با فراخوانى پیوسته مسلمانان به جمع، روح جمع گرایى، انعطاف و نظم پذیرى را در آنان تقویت مى کند. افزون بر آنچه گذشت، مسجد معمولاً جایگاه طرح مشکلات و مباحث اجتماعى است و به طور طبیعى، با حضور در چنین مکانى روح تعهد و دردمندى در فرد ایجاد مى شود.

آنچه اکنون به عنوان «معبد» در دیگر ادیان مطرح است، ارتباطى عمیق و ریشه دار با جامعه و مسائل اجتماعى ندارد. اما مسجد در ارتباط با مسائل اساسى و بنیادین جامعه، نهادى مؤثر و داراى جایگاه است. مسجد کانون رایزنى و مشورت است. خداوند متعال پیامبر خویش را فرمان داده تا در کارهاى مهم، با مردم مشورت کند: «و شَاوِرهم فِى الامرِ.» (آل عمران: ۱۵۹) مسجد، پایگاهى است که رسیدن بدین مهم را عملى مى سازد. از این رو، نویسندگانى که مسجد را «مجلس شوراى مسلمانان» نام نهاده اند، سخنى گزاف نگفته اند.

رسم مسلمانان در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) این بود که هرگاه حادثه اى مهم رخ مى داد، منادى ندا مى داد: «الصلاهُ جامعه»; یعنى: براى نماز در مسجد جمع شوید. این جمله براى مردم آن زمان معنایى خاص داشت. مسلمانان از این ندا مى فهمیدند که یک امر الهى مطرح است.

ابن‌سعد در الطبقات الکبرى به نقل از سعیدبن مسیّب گفته است: «پیش از تشریع اذان، مردم را با نداى “الصلاهُ جامعه” به مسجد و نماز جماعت فرامى خواندند. پس از آن که اذان تشریع شد با جمله مزبور، مردم را در غیر اوقات نماز، براى کارهاى مهم به مسجد فرامى خواندند».۶ شواهدگویایى نشان مى دهد که مسلمانان حتى در خصوص مسائل نظامى نیز در مسجد به مشورت مى پرداختند.۷

مسجد خانه آشنایى با دردها و مشکلات اجتماعى و چاره اندیشى براى رفع آن هاست. امام خمینى(رحمه الله) در گفتارى، این نقش مسجد را مورد تأکید قرار داده، مى فرماید: «این مسجدالحرام و مساجد دیگر در زمان رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مرکز جنگ ها و سیاست ها و مرکز امور اجتماعى و سیاسى بوده; این طور نبوده است در مسجد پیامبر، همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد، مسائل سیاسى اش بیش تر بوده. اسلام مى خواهد که مردم آگاهانه براى مصالح مسلمین در آن جا فعالیت کنند.»۸

مسجد پایگاه عمومى مسلمانان و محل حضور قشرهاى گوناگون است. از این رو جایگاه مناسبى است براى تعاون اجتماعى مسلمانان و مشارکت آنان در رفع نارسایى هاى اجتماعى. مسجد در جایگاه اصیل خود، یک الگوى ارزش گذارى است، ارزش هاى فراموش شده در مسجد مطرح مى شود. در مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله)، گاهى کسانى یافت مى شدند که نه تنها از جهاد و ایثار بویى نبرده بودند، بلکه از راه هاى گوناگون، نفاق و دودستگى را در جامعه ترویج مى نمودند و عملاً با پیامبر(صلى الله علیه وآله) به رویارویى مى‌پرداختند.

اما با این حال، انتظار داشتند در مسجد جایگاهى والا داشته باشند. امین الاسلام طبرسى در تفسیر خود، مى نویسد: عده اى از «مؤلفه قلوبهم» نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمدند و درخواست کردند در بالاى مجلس بنشیند و فقیران و خرقه پوشان مانند سلمان، ابوذر، صهیب، عمّار و خبّاب را از خود دور کند تا آن ها خود در کنار پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشند; زیرا حضور این افراد و مجالست آن ها با رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، مانع از شرکت ایشان در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همنشینى با حضرت مى گردید. با مطرح شدن این درخواست، آیه ۲۸ سوره کهف نازل گردید: «وَ اصبِر نَفسکَ مَع الّذینَ یَدعُونَ رَبَّهُمِ بالغدّوهِ و العَشىِّ یُریدونَ وَجهَهُ وَلاتَعدُ عَیناکَ عَنهم تُریدُ زینهَ الحیوهِ الدّنیا و لاتُطِعٌ مَن اَغفلنا قلبَهُ عَن ذِکرِنا و اتَّبعَ هَویهُ و کانَ اَمرُه فُرُطاً»; شکیبا ساز خویش را با آنان که پروردگار خود را صبح گاهان و شبان گاهان مى خوانند و رضاى او را مى طلبند و یک لحظه از آنان چشم مپوش که به زینت هاى دنیا مایل شوى و هرگز از آنان که دل هایشان را از یاد خود غافل کردیم و تابع هواى نفس شدند و به تبه کارى پرداختند، متابعت مکن.۹

مسجد هرچند یک واحد اجتماعى کوچک، ولى نماد یک جامعه اسلامى و نمونه عینى حاکمیت ارزش هاى اسلامى است. بنابراین، تحقق ارزش هایى از قبیل تقوا، علم، جهاد، برادرى، مساوات و عدالت باید از مسجد آغاز شود. از دیگر جنبه هایى که به نقش مسجد در زمینه هاى اجتماعى و سیاسى مربوط مى شود، نقشى است که این نهاد مقدس در گسترش عدالت در ابعاد گوناگون آن و مبارزه با ظلم و بى عدالتى ایفا مى کند. از هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) مسجد را بنا نهادند، همواره آنان که مورد تعدى و ستم قرار مى‌گرفتند به مسجد پناه مى آوردند و داد مظلومان از ظالمان در مسجد ستانده مى شد. قضاوت هاى امیرالمؤمنین(علیه السلام)در «دکّه القضاء» مسجد کوفه در امتداد همین نقش مسجد بوده است.

در بعد عدالت اجتماعى نیز مسجد همواره کانون مبارزه با ستم و بى عدالتى بوده است. به عنوان نمونه، مى توان به خطبه آتشین فاطمه زهرا(علیهما السلام)، که در دفاع از مقام ولایت و مبارزه با ستم بر اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مسجد النبى ایراد شد، اشاره کرد. در دوران انقلاب اسلامى، مردم ایران علیه نظام ستم شاهى، جلوه هایى از نقش مسجد را در بعد ستم ستیزى، آشکارا مشاهده کردند، تا آن جا که مى توان انقلاب اسلامى ایران را «فرزند مسجد» برشمرد. اکنون نیز جلوه هایى از همین مبارزات مقدس را در برخى از کشورهاى اسلامى مانند الجزایر، فلسطین اشغالى و بحرین شاهدیم.

از دیگر نقش هاى اجتماعى و سیاسى مسجد، مى توان کارکرد مسجد را در پرورش نیروهاى متعهدى دانست که حکومت اسلامى به آن ها نیاز دارد; زیرا مسجد بار هدایت فکرى و تربیتى نیروهاى جامعه را بر دوش دارد. در سایه رفت و آمد به مسجد، خلق و خوى ها و آداب و منش هاى افراد تا حدّ زیادى هویدا مى شود. این شناسایى در روابط افراد با یکدیگر سازنده و مؤثر است. حاکمیت اسلامى نیز مى تواند از این رهگذر، نیروهاى متعهد و مورد نیاز خود را بشناسد.

مسجد بستر مناسبى براى تحقق امر به معروف و نهى از منکر مى باشد; زیرا مرکز حضور و تجمع نیروهاى زبده و برگزیده است; «لاَیأتی المسجدُ مِن کُلِّ قبیله اِلاّ وافدُها و مِن کلِّ اهلِ بیت الاّ نَجیبُها.»۱۰ مسجد پایگاه جوان مردانى است که در برابر تعرضّ به مقدسات دینى برمى آشوبند و عرصه را بر متجاوزان به حریم دین تنگ مى کنند.۱۱ مسجد جایگاه گرد آمدن فرزندان مکتب است; آنان که با یک دست قرآن و با دستى دیگر سلاح برگرفته اند. این حضور نشان قدرت و عزت اسلام و مسلمانان است و سبب مى شود تا خیره سران نتوانند به حریم دین تجاوز کنند.۱۲

از سوى دیگر، در سایه تجمع و انسجامى که مؤمنان در مسجد مى یابند، مى توان بهترین تشکّل مردمى را براى مبارزه با منکرات و مفاسد اجتماعى پى ریزى نمود. جامعه اى که در راه تحقق ارزش هاى اسلامى گام برمى دارد هیچ گاه از دستبرد و تجاوز دشمنان دین ایمن نمى ماند. «و لا یَزالونَ یُقاتلونَکم حتّى یَردُّوکم عَن دینِکم» (بقره: ۲۱۷); کافران همواره با شما مى جنگند تا آن گاه که شما را از دینتان برگردانند.

همچنین در جهاد اسلامى، رسیدن به پیروزى همواره در گرو برخوردارى از نیروهاى رزمنده، مؤمن، معتقد و مکتبى است. مسجد در این زمینه، نقشى حیاتى ایفا مى کند; زیرا در حقیقت، رزمندگان مدافع اسلام، پرورش یافتگان مساجدند. دست پرورده مسجد گاه چنان به بار مى نشیند که حتى مربیان خود را نیز دچار شگفتى مى کند. آنان در نهایت، خار چشم دشمنان دین و مایه عزت و آبروى مسلمانان مى شوند. خداى تعالى ستم ستیزى این گونه مسلمانان پارسا و جهادگر را چنین ترسیم مى نماید: «و مَثَلهم فِى اِلانجیلِ کزرع اَخرجَ شَطْئهُ فَآزرهُ فَاستغلظَ فاَستوى عَلى سُوقِه یُعجبُ الزُّراعَ لِیغیظَ بِهم الکُفّارَ» (فتح: ۲۹); مثل پیروان راستین پیامبر در انجیل، همچون نهالى است که جوانه خویش را از زمین بیرون مى آورد، نیرومند و استوار مى شود و بر پاى خویش مى ایستد تا آن که مایه خشم و غضب کافران مى شود.

در دوران ما نیز بوستان مسجد چنین گل هایى پرورد و امام خمینى(رحمه الله) درباره آنان فرمود: «شما ما را با فداکارى ها و خدمتتان خجل کردید. شما حجت را بر ما تمام کردید. شما با کارهاى خودتان سبب مباهات و افتخار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شده اید. شما امام زمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ را روسفید کردید. شما در پیشگاه خداوند متعال مقامى دارید که ما باید به شما غبطه ببریم.»۱۳

جایگاه مسجد در متون اسلامى

الف ـ آیات

۱ـ «قُل اَمرَ رَبّی بِالقسطِ وَ اَقیمُوا وُجوهَکم عِندَ کُلِّ مسجد و ادعُوهُ مُخلصینَ لَه الدّینَ کَما بَدأَکم تَعودوُنَ.» (اعراف: ۲۹); بگو: پروردگارم به عدالت فرمان داده است و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او کنید و او را بخوانید و دین خود را براى او خالص گردانید و بدانید همان گونه که در آغاز شما را آفرید، بار دیگر در رستاخیز بازمى گردید.

۲ـ «مَا کانَ لِلمشرکینَ اَن یَعمُروا مَساجدَ اللّهِ شاهدینَ عَلى اَنفسِهم بِالکفرِ اُولئکَ حَبِطَتْ اَعمالُهم و فِى النّارِ هُم خَالدونَ.» (توبه: ۱۷); مشرکان را نشاید که به آبادانى مساجد بپردازند، در حالى که خود بر کفر خویشتن گواهى مى دهند. اعمال آن ها بى ثمر است و ایشان در دوزخ جاودانه خواهند بود.

۳ـ «اِنّما یَعْمرُ مَساجدَ اللّهِ مَن آمنَ بِاللّهِ و الیومِ الآخرِ… .» (توبه: ۱۸); مساجد الهى را تنها کسى آباد مى کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورد و نماز را به پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزى جز خدا نترسد. امید است چنین گروهى هدایت یابند.

منظور از آباد ساختن مساجد صرفاً آبادى ساختمان نیست، بلکه به معناى اجتماع و شرکت در مسجد نیز مى باشد. بنابراین، مشرکان نه حق شرکت در مساجد را دارند و نه حق تعمیر و بناى ساختمان آن ها را. عمران مسجد به هر شکلى که باشد، باید به دست مسلمانان انجام گیرد. البته متولّیان و پاسداران مساجد نیز باید از میان پاک ترین افراد انتخاب شوند. باید دست هاى ناپاک را از تمام این مراکز مقدس کوتاه کرد.

از روزى که گروهى از زمامداران جبار و یا ثروتمندان آلوده و گنه کار دست به ساخت مساجد و مراکز اسلامى زدند، روح معنویت و برنامه هاى سازنده در آن ها مسخ شد. از این روست که مى بینیم بسیارى از این گونه مساجد در کشورهاى اسلامى شکل مسجد ضرار به خود گرفته است; ساختمان هایى عظیم و باشکوه و داراى جلوه هاى ظاهرى و زیبا، اما درون تهى و بى روح.

ممکن است بعضى بگویند چه مانعى دارد که از سرمایه هاى غیر مسلمانان براى عمران و آبادى این مراکز استفاده کنیم؟ اما آن ها که چنین مى گویند، توجه به این نکته اساسى ندارند که اسلام همه جا عمل صالح را میوه درخت ایمان مى شمرد. نیت هاى ناپاک ممکن نیست عمل پاکى به وجود آورد و محصول مفیدى از خود نشان دهد.

جمله «لم یخشَ الا الله» در دنباله آیه، نشان مى دهد که عمران و آبادى و نگه دارى مساجد جز در سایه شهادت و شجاعت ممکن نیست. هنگامى این مراکز مقدس اسلامى به صورت کانون هاى انسان سازى و کلاس هاى عالى تربیت در مى آید که بنیان گذاران و پاسداران شجاعى داشته باشد; آن ها که از هیچ کس جز خدا نترسند و تحت تأثیر هیچ مقام و قدرتى قرار نگیرند و برنامه اى جز برنامه هاى الهى در آن پیاده نکنند. آنچه امروز بیش تر اهمیت دارد، عمران و آبادى معنوى مساجد است و به تعبیر دیگر، بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیت مى دهیم، باید به ساختن افرادى که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آن اند اهمیت بدهیم.

مسجد باید کانونى باشد براى هرگونه حرکت و جنبش سازنده اسلامى در زمینه آگاهى و بیدارى مردم و پاک سازى محیط و آماده ساختن مسلمانان براى دفاع از میراث هاى اسلام. به خصوص باید توجه داشت که مسجد مرکزى براى جوانان با ایمان گردد.۱۴

در ذیل آیات ۱۷ و ۱۸ سوره توبه (ما کانَ لِلمشرکینَ اَن یَعمرُوا …)، تفسیر کاشف مى نویسد: «… به این سان مى بینیم از آغاز، چگونه مسجد پیوندى ناگسستنى با عبادت، فرهنگ، اقتصاد و سیاست دارد و چگونه با این آیات، ولایت مشرکان را بر مسجدالحرام لغو مى کند و اجازه نمى دهد سیاست را از اسلام و مسجد جدا سازند و اداره و عمارت مسجد و سقایت حجاج از مشرکان را به دست گیرند، بلکه باید عمارت و ولایت مساجد خدا به دست افراد با ایمان و متعهد و عامل به دستورهاى اسلام (به ویژه نماز، زکات) باشد و آن ها جز از خدا، از کسى نترسند. با این آیات، از زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)مسجد به صورت کانون عبادى ـ سیاسى در آمد.»۱۵

«اِنّما یَعمُر مَساجَد اللّهِ … .» مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى کنند که ایمان به خدا دارند … بعضى عمران مساجد را به بناى ساختمان و بعضى به اجتماع و رونق دادن آن مى دانند و بعضى هر دو معنا را از مفهوم وسیع آیه استفاده مى کنند.۱۶

طبیعى است آباد کردن مسجد تنها روى هم گذاشتن سنگ و آجر نیست; زیرا این کار را طاغوتیان بهتر انجام مى دهند، بلکه ساختن با اخلاص و رونق دادن آن با حضور و اجتماع نمازگزاران و زکات دادن و آن را محراب قرار دادن براى مبارزه با شیطان نفس و دشمنان خداست.۱۷

مساجد اعضاى بنده است که به وقت سجود بر زمین نهاده

عرفا گفته اند: «مساجد اعضاى بنده است که به وقت سجود بر زمین نهاده، عمارتش آن است که آن را به ادب شرع دارند و به زیور حرمت بیارایند و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خداى جل جلاله را استحقاق سجود ندانند.»۱۸

فخر رازى در ارتباط زکات و عمارت مسجد مى نویسد: «اعتبار اقامه نماز و پرداخت زکات در عمران و آبادى مسجد گویى دلالت دارد بر این که آبادى مسجد به حضور در آن است; زیرا وقتى انسان نمازگزار باشد، در مسجد حضور به هم مى رساند و مسجد را رونق و آبادى مى بخشد و وقتى زکات دهنده باشد، طوایف فقرا و مساکین براى دریافت زکات، به مسجد روى مى آورند و بدین وسیله، مسجد آباد مى گردد.»۱۹

ـ آیه دیگرى که درباره مسجد در قرآن ذکر شده آیه ۱۱۴ سوره بقره است: «و مَن اَظلمُ مِمّن مَنعَ مَساجدَ اللّهِ اَن یُذکرَ فیها اسمهُ وَسعى فی خرابِها اوُلئکَ مَا کانَ لَهم اَن یَدخلوُها اِلاّ خَائفینَ لَهم فِى الدُّنیا خِزىٌ و فِى الاخرهِ عذابٌ عظیمٌ»; و چه کسى ستمکارتر از کسانى است که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى مى کنند و سعى در ویرانى آن ها دارند. شایسته نیست آنان جز با ترس و وحشت وارد این کانون هاى عبادت شوند. و بهره آن ها در دنیا رسوایى و در سراى دیگر عذاب عظیم است.

این آیه مصداق کامل عمل رژیم ستمشاهى و عمّال جیره‌خوار او بود که در دوران انقلاب و پیش از آن با شیوه هاى گوناگون، سعى در ممانعت از اجتماع مردم در مساجد داشتند و عملاً به تخریب باطنى آن ها دست مى زدند; چرا که تخریب و ویرانى مسجد صرف از بین بردن ساختمان آن نیست. اگر مسجد داراى روح عبادت و فعالیت مذهبى نباشد ویرانه اى بیش نیست. بر این اساس، خداوند متعال از کسانى که سعى دارند مانع عبادت در مساجد شوند و از بردن نام خدا و ایجاد ارتباط بین عبد و معبود در آن ها جلوگیرى نمایند به عنوان ستم کارترین مردم نام مى برد و به مؤمنان سفارش مى کند در مقابل این زورگویى ها مقاومت نمایند، به طورى که دشمنان نه تنها مانع اعمال آن ها نگردند، بلکه در درون خود، ترس و دلهره اى را احساس کنند تا توان ورود به این مکان مقدس را نداشته باشند. این جزاى دنیایى آن هاست که چنین خوار و رسوا شوند. البته خداوند متعال در قیامت به عذاب عظیم گرفتارشان خواهد کرد.

این آیه شریفه به روشنى، نقشى را که مساجد مى توانند در تربیت اجتماعى، سیاسى و دینى مردم مسلمان داشته باشند، بیان مى دارد. «وَالّذینَ اتّخذُوا مَسجداً ضِراراً و کُفراً و تَفریقاً بینَ المؤمنینَ و اِرصاداً لِمَن حَاربَ اللّهَ و رَسولَه مِن قبلُ ولَیحلفنَّ اِن اَردنَا اِلاّ الحُسنى و اللّهُ یَشهدُ اِنّهم لَکاذبونَ». «لاَتَقُم فیهِ اَبداً لَمسجدٌ اُسّسَ عَلَى التّقوى مِن اَوّلِ یَوم اَحقُّ اَن تَقومَ فیه، فیهِ رجالٌ یُجبّونَ اَن یَتطهَّروُا وَاللّهُ یُحبُّ المطّهّرینَ» (توبه: ۱۰۷ و ۱۰۸); گروهى دیگر از آنان، کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان رساندن به مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمین گاه براى کسى که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود. آن ها سوگند یاد مى کنند که نظرى جز نیکى و خدمت نداشته ایم، اما خداوند گواهى مى دهد که آنان دروغ مى گویند. هرگز در آن مسجد (ضرار) قیام (اقامه نماز و عبادت) مکن; آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده شایسته تر است که در آن قیام کنى; زیرا در آن مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.

ب ـ روایات

قطب راوندى در کتاب لب اللباب، از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند: مَن احب الله فلیحبنّى، و من احبّنى فلیحّب عترتى، انى تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتى، و من احب عترتى، فلیحب القرآن، و من احب القرآن فلیحّب المساجد فانها افنیه الله و ابنیته، اذن فى رفعها و بارک فیها، میمونهٌ، میمون اهلها مزیّنه، مُزّین اهلها، محفوظه اهلها، هُم فى صلوتهم، والله فى حوائجهم هم فى مساجدهم والله من ورائهم «کسى که خدا را دوست دارد، قطعاً مرا دوست خواهد داشت و آن که مرا دوست بدارد باید خاندان و اهل بیت مرا نیز دوست داشته باشد. من در میان شما دو چیز گران سنگ باقى مى گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم و هر که اهل بیت مرا دوست بدارد، حتماً قرآن را نیز دوست مى دارد و هر که دوست دار قرآن باشد مساجد را نیز دوست مى دارد; چرا که مساجد درگاه ها و خانه هاى خداست. در مرتفع ساختن آن ها اذن داده شده و خدا در آن ها برکت قرار داده است. اهل مسجد، مبارک و محترم و آراسته و از خطرات در امانند. آن ها در نمازند و خداوند در کار رفع نیاز آن هاست، آنان در مسجدند و خداى بزرگ بر آن ها ناظر و محیط است.»۲۰

همچنین از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمودند: «بهترین مردم کسانى هستند که پیش از همه به مسجد داخل مى شوند و آخر از همه از مسجد خارج مى شوند.» در درراللالى نیز از آن حضرت(صلى الله علیه وآله) نقل شده است: «هرگاه گروهى در مسجدى از مساجد خدا به تلاوت کتاب خدا و فراگیرى آن بپردازند، قطعاً آرامش و رحمت خدا بر آنان نازل مى شود و خداوند نام آنان را در زمره یاران خویش ثبت مى فرماید. و هر که رفتارش او را در مسیر حق کُند نماید نسبت هاى خویشاوندى اش نمى تواند به او سرعت بخشد.»۲۱

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «کسى که به مسجد مى رود، به یکى از هشت چیز مى رسد:

۱ـ دوستى که در راه خدا از او استفاده مى کند;
۲ـ دانشى که نکته آموزنده اى به او مى دهد;
۳ـ آیه اى از آیات الهى را فرا مى گیرد;
۴ـ کلمه اى مى شنود که موجب هدایت او مى گردد;
۵ـ رحمتى به او مى رسد;
۶ـ کلمه اى فرامى گیرد که او را از شک باز مى دارد;
۷ و ۸ـ گناهى را به دلیل ترس یا شرم ترک مى کند.»۲۲

پیامبر(صلى الله علیه وآله) خطاب به ابوذر مى فرماید: «اى ابوذر، هر کس براى خدا بر قطعه اى از زمین سجده کند، آن زمین در روز قیامت به نفع وى گواهى خواهد داد. هر گروهى که در مکانى فرود مى آیند (چنانچه نیکو کار باشند) آن مکان بر آن ها درود مى فرستد و (چنانچه) گنه کار باشند، آنان را نفرین و سرزنش مى کند. اى ابوذر، بخش هاى زمین، هر صبح و شام با یکدیگر به گفتوگو مى پردازند; یکى به دیگرى مى گوید: اى همسایه، آیا امروز با کسى که به یاد خداوند باشد یا بنده اى که پیشانیش را براى سجده بر تو نهند برخورد داشته اى؟ پاسخ برخى مثبت است و برخى منفى. بخش هایى از زمین که با چنین انسان هایى رو به رو شده اند، به شور و وجد آمده، احساس شادى مى کنند. آنان این موفقیت را که چنین انسان هایى بر آن ها عبور کرده اند، براى خود فضیلت و امتیازى بر همسایه به شمار مى آورند.»

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «کسى که به سوى مسجد گام بر مى دارد، بر هیچ خشک و ترى پا نمى نهد جز آن که از زمین اول تا هفتم براى او تسبیح مى گویند.»۲۳

شاید مقصود از این حدیث آن است که زمین، چون مؤمن مسجدى را مى شناسد، او را ثنا و ستایش مى کند. شاید هم مقصود آن است که زمین، خداوند را تسبیح مى گوید، ولى ثواب آن نصیب انسان مسجدى مى شود. در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است: «مسجد همدمانى دارد که فرشتگان خدا با آنان همنشین و مأنوس اند. هرگاه اینان در مسجد، حضور نیابند، فرشتگان سراغشان را مى گیرند. به هنگام بیمارى، از آنان عیادت و دل جویى مى کنند و در سختى ها، به یارى شان مى شتابند.»۲۴

ج ـ تاریخ اسلام

در اسلام، مسجد جایگاهى به وسعت یک مکتب جامع و زنده و متناسب با هدف ها و آرمان هاى یک رسالت جهانى و ظرفیتى فراگیر و به فراخى تمامى انسان ها و همه بشریت دارد.

اسلام نظامى است که بر پایه ایمان به وحدانیت خداوند عزّوجل بنا نهاده شده و مسلمانان امّتى واحدند که نظام اسلامى آن ها را بر اساس یک سوگند مشترک گرد هم آورده است. بدین روى، مى توان گفت مسجد مرکز اسلام و خانه مسلمانان است و رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)صاحب دعوت اسلامى و روشن کننده مشعل این وحدت. او اولین کسى است که مسجد را با یک چهارچوب سیاسى، اجتماعى و فکرى بنا نمود و آن را مقر خویش قرار داد تا اعراب از هر جاى جزیره العرب و یا خارج از آن به زیارتش مشرف شوند و درباره دین و دنیاى خویش از وى سؤال کنند.۲۵

دین اسلام تنها آیین نجات بخش و سعادت آفرین بشر است که در همه جنبه هاى زندگى، اعم از اعتقادى، اجتماعى، سیاسى، فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى، برنامه هاى جامع و کاملى تنظیم نموده و همه را براى آموختن این درس ها زیر چتر تعلیم و تربیت خود قرار مى دهد. از این رو، پیش از هر چیز، به کانونى پر جاذبه نیاز است که بتواند همه اقشار را به خود جذب نماید و در خود جاى دهد. بر این اساس، پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) در نخستین فرصتى که در راه دعوت به اسلام به دست آورد، به تأسیس مسجد به عنوان یک پایگاه مهم اجتماعى و تربیتى اسلام اقدام نمود و در اولین قدم، در فاصله زمانى کوتاهى که قریب هفده روز طول کشید، در بین راه هجرت به مدینه و در چند کیلومترى این شهر، اقدام به تأسیس مسجد قبا نمود و به تعلیم و تربیت مسلمانان پرداخت. پس از ورود به مدینه نیز اولین اقدام پیامبر(صلى الله علیه وآله) ساختن مسجد مدینه بود که قرن هاست پایگاه مقدس اجتماعى و تربیتى مسلمانان مى باشد. بر این اساس، هر روز که از عمر اسلام مى گذرد و این دین آسمانى در دل هاى شایسته و پاک نفوذ بیش ترى پیدا مى کند، بر تعداد مساجد افزوده مى شود. این موضوع بیش تر به این دلیل است که کلیه معارف و مظاهر اسلامى از مسجد سرچشمه مى گیرد و در دنیاى اسلام گسترش پیدا مى کند.

  1. مسجد; کانون مذهبى ـ اجتماعى

کار مسجد تنها عبادت نیست، مسجد به عنوان خانه خدا، در فقه اسلامى جایگاه ویژه اى دارد و براى آن احکام خاصى وضع شده است. مسجد جایگاه ارشاد و تبلیغ مسائل اسلامى است. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و سپس خلفا ارشادات خود را در مسجد بیان مى کردند و مسلمانان براى آموزش مسائل دینى به مساجد روى مى آوردند. بنابراین، مساجد در پى تغییر روحیات و خُلقیات مردم بر اساس موازین اسلامى بودند و در نهایت، ساختار اجتماع در جهت هماهنگى با اصول اعتقاد اسلامى تغییر مى یافت.

  1. مسجد; کانون عبادى

علاوه بر این یکى از ارکان اساسى ادیان الهى و به ویژه اسلام، عبادت است. عبادت در معناى خاص آن، یعنى: راز و نیاز با خداوند و نجواى با او. جوهر و جان عبادت، حضور قلب و توجه دل به خداست.

بشر بر پایه فطرت خود، توحید و یگانگى خداوند را درک مى کند و ذات پاک حق را از وابستگى به زمان یا مکانى خاص منزّه مى داند. با این حال، گویا گرایش فطرى دیگرى نیز او را وادار مى کند تا در مکانى که انتساب بیش ترى با خداوند دارد، او را پرستش نماید و با او راز و نیاز کند. جایگاهى که منسوب به خداست، بهتر مى تواند بشر را از امواج دغدغه ها و اضطراب ها دور کند و به ساحل آرامش و اطمینان برساند.

  1. مسجد مرکز اجتماع

از آغاز اسلام، از مسجد علاوه بر وظایف دینى و الهى، استفاده هاى دیگرى نیز شده است. این کار حتى پیش از هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)از مکّه به مدینه نیز صورت مى گرفت; مردم براى بحث در مسائل روزانه و براى کارهاى مهم دیگر گرد کعبه جمع مى شدند، پیامبر مى نشستند و افراد به ملاقات ایشان مى آمدند. و با آن حضرت به بحث و گفتوگو مى پرداختند.۲۶

با ساختن مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مدینه، استفاده از این مؤسسه جدید به عنوان مرکز تجمع مردم شروع شد. به زودى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)و پیروان او مسجد را به عنوان محل عبادت و مرکز تجمع خود در آوردند. این عقیده وقتى قطعى و واقعى به نظر مى رسد که مى بینیم فعالیت هاى متعددى در مسجد انجام مى گیرد. مى گویند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) به طور مرتب از همراهان خود در مسجد دیدن مى کردند، با آن ها درباره مسائل دینى و دیگر مسائل به گفتوگو مى پرداختند و براى جنگ ها نقشه مى کشیدند، نمایندگانى به نقاط دور دست مى فرستادند و هدایاى دولت ها و قبایل را دریافت مى داشتند، بیش تر اوقات چادرهایى در حیاط مسجد براى پذیرایى از مهمانان حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) بر پا مى گردید.۲۷

مسجد به عنوان یک مرکز اجتماعى از سه طریق، به مراجعان خود خدمت مى کرد: خدمت اجتماعى، سیاسى و آموزشى. وسعت و شدت هر یک از این وظایف و نقش ها از محلى تا محل دیگر تفاوت پیدا مى کرد و این اختلاف مربوط به مشخصات و کیفیات هر یک از آن نواحى بود.۲۸

مسجد به دلیل در دسترس بودن، محل مناسبى براى برگزارى و انجام مراسم گوناگون اجتماعى و مذهبى مسلمانان شد. گویند: حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)به گروهى از سودانى ها اجازه داد که با سپر و نیزه نمایشى در مسجد پیامبر اجرا کنند.۲۹

همچنین تهیه موادى که براى تأمین آسایش لازم بود و خدمات دارویى و پزشکى براى اعضاى مساجد، به خصوص مساجد بزرگ، فراهم مى شد. عبدالوّهاب مى نویسد که در سال ۷۰۷ ق. ـ یعنى: زمانى که کار مسجد سلطان حسن در قاهره شروع شد ـ سلطان دستور داد تا یک گروه پزشکى شامل یک پزشک عمومى، یک چشم پزشک و یک جرّاح، جزو کارمندان مسجد شود. این سه طبیب همه روزه در مسجد، دانشجویان و سایر نیازمندان را معالجه مى کردند.۳۰

  1. مسجد و سیاست

از همان اوایل، مسجد علاوه بر محل تجمع مسلمانان، محل امور سیاسى آن ها نیز بوده. خواست پیامبر(صلى الله علیه وآله)از ساختن مسجد هر چه بوده باشد، با پیشرفت اسلام، مسجد اهمیت بیش ترى پیدا کرد و مرکز سیاسى و مذهبى جامعه جدید گردید. در مسجد، مؤمنان براى عبادت به دور پیامبر(صلى الله علیه وآله) گرد مى آمدند و ایشان سخنان خود را که شامل تسلیم شدن در برابر اراده خداوند و اصول مربوط به زندگى اجتماعى بود بیان مى کرد و امور مذهبى و سیاسى مسلمانان توسط مسجد اداره مى شد.۳۱

ارتباط بین مسجد و سیاست به روش هاى متعدد انجام مى گرفت; یکى از آن ها این بود که پس از هر فتحى، مسلمانان سعى مى کردند مسجدى در وسط شهر و نزدیک محل اسکان حاکم شهر، که دارالاماره گفته مى شد، بنا کنند. در بعضى شهرها، مسجد به قدرى نزدیک به دارالاماره ساخته مى شد که دو ساختمان به یکدیگر ارتباط پیدا مى کردند و این ارتباط نزدیک نشان دهنده این واقعیت بود که حاکم شهر مسؤول مذهبى و سیاسى آن جامعه است. ساخت و جوهر اسلام در این است که مذهب و سیاست از هم جدا نباشند.

یک نفر مى تواند در دو زمینه فعالیت داشته باشد; یعنى: هم حاکم باشد و هم رهبر مذهبى; یک ساختمان ـ یعنى: مسجد ـ نیز مرکز جلب مردم در امور سیاسى و مذهبى بود.۳۲

ارتباط مسجد با سیاست در این واقعیت نیز مشهود است که مسجد در زمان صلح یا جنگ، در خدمت جامعه بود. به قول یکى از نویسندگان، چون جنگ یکى از لازمه هاى ناگسستنى اوایل اسلام بود، مسجد نیز صحنه رویدادهاى شبیه جنگ شده بود.۳۳

پیدرسن با استفاده از اطلاعات مورخان اولیه اسلام، مى نویسد که نتیجه جنگ ها و برخوردهاى نظامى معمولاً در مساجد اعلام مى شد و مشاوران جنگى در مسجد حضور داشتند و دستورها و فرامینى که در رابطه با جنگ صادر مى شد، از طرف فرمانده نظامى یا حاکم اعلام مى گشت.۳۴

عبدالوهاب مى گوید: موقعى که مخلد بن کیداد علیه حکومت فاطمیه شورید، سنّى هاى قیروان (تونس) در مسجد بزرگ شهر جمع شدند و ضمن بحث درباره این شورش، تصمیم گرفتند با نیروى انسانى و اسلحه از آن حمایت کنند. در سال ۳۳۳ هـ ق هزاران جنگجوى سنّى در مسجد قیروان جمع شدند و سپس به طرف المهدیه، پایتخت و مرکز بنى عبید، به راه افتادند.۳۵

بعضى از مساجد از این لحاظ وضع بهترى داشتند; مسجد «تنکیز» (Tankiz)، که در سال ۷۱۷ هـ ق در دمشق ساخته شد، از طرف ترکان عثمانى و سپس از طرف فرانسویان به عنوان دانشگاه نظامى مورد استفاده قرار گرفت; سالن هاى بزرگ مسجد به صورت کلاس در آمد و از آن ها به عنوان خوابگاه نیز استفاده مى شد.۳۶

ماهر مى نویسد: موقعى مى توان به نقش سیاسى در جامعه اسلامى پى برد که بدانیم نام «خلیفه» در مراسم نماز جمعه نشانه ادامه قدرت و حکومت او و حذف نام او از خطبه هاى نماز جمعه به مفهوم مرگ، کناره گیرى و یا از کار برکنار شدن خلیفه بوده است.۳۷

تنبیه و گوش مالى نیز گاهى از طرف خلیفه و عمّال او در مسجد انجام مى گرفت و در کارهایى از این نوع، تنبیه جنبه رسمى به خود مى گرفت; مثلاً دستور داده شده بود که هیچ کس نباید آن عده از همراهان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را که با خلافت حضرت على(علیه السلام)مخالف بودند، طرف دارى نماید. مى گویند که لعن و نفرین به این همراهان پیامبر بر دیوار مساجد بغداد ـ آن زمان ـ نوشته شده بود.

قطعاً این اقدامات تبلیغاتى تنها از طرف متعصبان مذهبى به عمل نمى آمد، بلکه فرصت طلبان سیاسى نیز به آن دامن مى زدند. مبلغان ماهر به نام «داعیان»، در بعضى از مساجد استخدام شده بودند تا درباره صفات مذهبى و سیاسى حکام وقت سخنرانى کنند. توفیق، نویسنده عرب، در این مورد مى نویسد: در زمان سلطنت الحاکم (۴۱۱ ـ ۳۸۶ ق)، مبلغان استخدام مى شدند تا در «جامع الأزهر» به تبلیغ سلسله فاطمى بپردازند.۳۸

این اختلاف عقاید نتایج برخورد شدید بین گروه هاى مخالف بود. خلیفه عباسى، المقتدر، دستور داده بود که مسجد «براثا» واقع در بغداد، خراب و از بین برده شود. این دستور به این دلیل صادر شده بود که شیعیان بغداد در آن مسجد، نام همراهان پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را بر زبان آورده و علیه خلیفه مطالبى گفته بودند. همچنین مى خوانیم که در حوالى سال ۳۶۵ ق. دانشجویان و استادان سنّى مسجدالازهر به شدت نسبت به انتخاب على بن نعمان، که تحت الحمایه خلفاى فاطمى بود، به ریاست قضات یا «قاضى القضات» الازهر مخالفت نشان دادند و در نتیجه این مخالفت، بسیارى از استادان دستگیر و زندانى گشتند.۳۹

  1. مسجد; محل بیت المال مسلمانان

مسجد در صدر اسلام و سپس در زمان هاى بعد، مکانى براى حفظ خزانه مملکت اسلامى بود. در کتب تاریخ اسلامى، فراوان اشاره شده است به جایى در مسجد به نام «قبه بیت المال» که خلفا ثروت نقدى عمومى را که از طریق زکات و مالیات اسلامى و غنایم جنگى به دست مى آمد، در آن جا جمع و حفظ مى کردند. تقى الدین المقریزى در کتاب خطط درباره مسجد جامعى که عمروبن العاص در فسطاط مصر بنا کرد، مى گوید: بیت المال مسلمانان در بالاى فوّاره در مسجد جامع قرار داشت، که آن را اسامه بن زید تنوخى، متوّلى مصر در سال ۹۷۰ ق. بنا کرد. در آن زمان، امیر مصر عبدالملک بن رفاعه الفهمى بود.۴۰

ابن رسته، از علماى قرن سوم هجرى، بیت المال مذکور را در کتاب الاعلاق النفسیه (ص ۱۱۶) توصیف کرده و گفته است: این مکان، شبیه قبه اى بود که داراى درهایى از آهن بود و در سمت جلوى منبر قرارداشت.۴۱ مسجد جامع ابن طولون، که در سال ۲۶۳ در قاهره ساخته شد، به دستور خود وى، پس از عشا قفل و بسته مى شد; زیرا بیت المال در آن قرار داشت.۴۲

این مسأله، که خزانه دولت یا بیت المال در مسجد جامع شهر نگه دارى مى شد، نشانگر ارتباط محکم بین مذهب و سیاست بود. بیش تر صاحب نظران معتقدند که این رسم از زمان هاى اول حکومت خلفا شروع شد; آن ها مسجد را محل امنى براى نگه دارى ثروت ملى مى دانستند. ماهر مى گوید: خزانه شهر دمشق براى مدتى در مسجد اموى نگه دارى مى شد.۴۳ پیدرسن مى نویسد که در فلسطین، خزانه هر شهر در مسجد جامع آن شهر نگه دارى مى شد.۴۴

  1. مسجد و قضاوت

«المسجدُ قصرُ العدلِ» تعبیرى است که طه الولى در کتاب المساجد فى الاسلام به کار برده است. على(علیه السلام)، امیرالمؤمنین و خلیفه رسول الله(صلى الله علیه وآله) ایام معیّنى از هفته در مسجد جامع مى نشست تا بین مردم قضاوت نماید و در پرتو عدالت اسلامى، به حل و فصل اختلافات و منازعات مردم مى پرداخت.۴۵

دائره المعارف اسلام از کار قضاوت در مساجد به عنوان یک فعالیت سیاسى نام برده، مى نویسد: این واقعیت که مسجد به عنوان دادگاه قضاوت مورد استفاده قرار مى گرفت، نشان دهنده فعالیت هاى سیاسى مسجد بود; زیرا از ابتدا، در جامعه مسلمانان، صدور رأى به طریق حکمیّت از وظایف حاکم به شمار مى آمد و چون بنیانگذار اسلام، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)، بیش تر اختلافات را در مسجد حل و فصل مى کرد، بنابراین، انجام این گونه امور، در مسجد پیش از تشکیل دادگاه هاى معمولى، از کارهاى عادى بود.۴۶

  1. مسجد; مرکز آموزش

مساجد نهادهاى اساسى آموزش در زمینه هاى قرآن، احکام، اخلاق و علومى مانند کلام و فقه بوده اند. در پیوند با همین نقش آموزشى، به تدریج، مساجد عهده دار کتابخانه هاى عظیم و پر رونقى شدند که در برخى از شهرهاى ایران امروز نیز وجود دارد.۴۷

مساجد محل پرورش استادان بزرگى بودند که بعدها خود از علما و مدرسان بنام اسلام گردیدند. طى قرن ها، که تمدن اسلامى سیر نزولى خود را طى مى کرد، مساجد دیگر به عنوان یک نهاد اسلامى، نقش ها و کارکردهاى مذکور را ایفا نمى کرد. با توجه به تحولاتى که در اروپا رخ داده بود و در آن کلیسا صرفاً نقش عبادى داشت، در بازتاب این تحول فکرى بر جوامع اسلامى، در کشورهاى اسلامى نیز مساجد از نقش اصلى خود تهى گردید و تنها به یک بعد آن، که عبادت بود، توجه مى شد.

  1. مسجد و دانشگاه

مبالغه نیست اگر گفته شود که مسجد در گذشته، همان نقشى را داشت که دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالى کنونى دارند. اساطین علما، که مسلمانان به آن ها مباهات مى کنند، حیات علمى خود را در رواق هاى مساجد سپرى مى کردند و آن گاه که بهره کافى کسب مى نمودند، حلقات درس تشکیل مى دادند و به تعلیم مى پرداختند. از این رو مى توان گفت که مساجد مسلمانان در هیچ روزى از حلقه درس علما و طلاب خالى نبوده، حتى امروزه نیز در این زمینه، مساجد همچون ستارگان فروزانى مى درخشند و همه ساله هزاران استاد از این مساجد و مؤسسات وابسته به آن ها خارج مى شوند و به نشر اسلام و علوم اسلامى مى پردازند. از جمله این مساجد، مسجد جامع القرویین، جامع الازهر و جامع عتیق مى باشد. به طور کلى، نقش نیرومند مسجد در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و وحدت مسلمانان برکسى پوشیده نیست.

مارسل بوازار در کتاب L, Humanisme de L, Islam در بخش «اسلام در جهان امروز»، در این باره مى نویسد: مسجد عامل نیرومندى در همبستگى و اتحاد مسلمانان جهان است و اهمیت اجتماعى و فرهنگى آن را از این بابت، نمى توان نادیده گرفت، به خصوص در روزگار معاصر، که مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دوباره از خود نشان مى دهند، مساجد به صورت مراکز تربیت روحانى و پایگاه جنبش امّت مسلمان نسبت به ستمگران و سلطه جویان در آمده است. اندک اندک مساجد موقعیت سال هاى نخستین ظهور اسلام را به دست آورده اند. تأسیس کتابخانه ها و تالار اجتماعات در درون مساجد این حقیقت را آشکار مى سازد که مساجد در اسلام بدان گونه که بعضى پنداشته اند، منحصراً براى اداى فریضه نماز نیست و یقیناً یکى از مراکز سیاسى و فرهنگى مهم اسلام است.

اقامه نماز جمعه وسیله اى است براى گردهمایى مسلمانان در روز تعطیل و طرح مسائل مهم اجتماعى و بحث و گفتوگو در باب کمبودهاى رفاهى; نظیر بهداشت، مسکن، تصمیم گیرى هاى سیاسى، مسائل حرفه اى و غیر آن. در حقیقت، برپایى نماز جمعه به کار گرفتن عبادت خداوند است در راه خدمت به امّت. گردهمایى جمعه، به ویژه در سال هاى اخیر، در ممالک آزاد شده توسط اسلام، تأثیر و کارایى بسیارى داشته است. در این سال ها، على رغم تفرقه و پراکندگى سیاسى مردم، گردهمایى مسلمانان ناخشنود از حکومت هاى ستمگر فاسد، در درون همین مساجد طرح قیام عمومى و مبارزه علیه ستمگران را ریخته و تزلزلى در ارکان فرمان روایى دست نشاندگان استعمار غرب پدید آورده است; کارى که احزاب و گروه هاى سیاسى مخالف در ممالک غرب از انجام آن هنوز ناتوانند.۴۸

امام خمینى(رحمه الله)، بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران، در این زمینه نقش مسجد در صدر اسلامى بیاناتى دارند:

ـ «در صدر اسلام، همان مسجدى که عالم در آن بود، همان مسجد هم، ارتشى بود و سردارهاى سپاه هم همان جا بودند و با هم نماز مى خواندند و با هم عبادت مى کردند و با هم جنگ هم مى کردند.»۴۹

ـ «در صدر اسلام، مساجد، محافل و نمازها جنبه سیاسى داشته است. از مسجد راه مى انداختند لشکر را به جنگى که باید بکنند و به آن جایى که باید بفرستند; از مسجد مسائل سیاسى طرح ریزى مى شد … مع الاسف، مساجد را ما کارى کردیم که بکلى از مصالح مسلمین دور شد و با دست ما، آن طرح هایى که براى ما ریخته بودند، پیاده شد.»

ـ «ارتش اسلام هر جا رفته است و سردارهاى اسلام هر جا پاگذاشتند، همان جایى که پاگذاشتند، اول مسجد درست کردند; وقتى به قاهره رسیدند، اول خط کشیدند براى مسجد و هرجا این طور بود، مسجد مطرح بود، معبد مطرح بود و ارتش اسلام براى آباد کردن مساجد، محراب، کوشش مى کردند.»۵۰

ـ «اسلام مساجد را سنگر قرار داد، وسیله از باب این که از همین مساجد، از همین جمعیت ها و جماعت … همه امورى که اسلام را به پیش مى برد و قیام را به پیش مى برد، مهیا باشد.»۵۱

*** *** ***
پى نوشت ها

۱ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲، ج ۸۲، ص ۱۶۴

۲ـ ۳ـ محمدبن الحسن، الحر العاملى، وسائل الشیعه، تهران: مکتبه الاسلامیه، ۱۴۰۳ ق، ج ۳، ص ۴۲۲ / ج ۱، ص ۲۶۸

۴ـ میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت(علیه السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ ق، ج ۳، ص ۳۶۱

۵ـ محمد بن الحسن الحر العاملى، پیشین، ج ۵، ص ۲۶۳

۶ـمحمد بن سعد،الطبقات الکبرى،بیروت،داربیروت،۱۹۸۵ م، ج ۱، ص ۱۴۶

۷ـمحمد بن عمر واقدى،المغازى،بیروت،موسسه الاعلمى،۱۹۸۹م،ص ۱۵۲

۸ـ روح الله الموسوى الخمینى، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، ۱۳۷۰، ج ۱۸، ص ۶۷

۹ـ فضل بن حسن طبرسى، تفسیر مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۶۵

۱۰ـ ابى جعفر محمد صدوق، علل الشرایع، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۵ ق، ج ۲، ص ۳۲۵

۱۱ـ میرزا حسین نورى، پیشین

۱۲ـ محمد بن الحسن حرّ عاملى، پیشین، ج ۵، ص ۳۷۲

۱۳ـ امام خمینى، در جستوجوى راه از کلام امام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۱، دفتر دوم، ص ۱۹۲

۱۴ـ ناصر مکارم شیرزاى، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳، ج ۷، ص ۳۱۷

۱۵ـ عبدالکریم بى آزار شیرازى، تفسیر کاشف، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۳، ج ۵، ص ۲۹۲

۱۶ـ ۱۷ـ ۱۸ـ محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، بیروت، دارالمعرفه، بى تا، ج ۱۰، ص ۲۰۶

۱۹ـ فخرالدین رازى، التفسیر الکبیر، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ق، ج ۱۶، ص ۹ ـ ۱۰

۲۰ـ میرزا حسین نورى، پیشین، ج ۳، ص ۳۵۵ / ج ۳، ص ۳۶۳

۲۱ـ میرزا حسین نورى، پیشین

۲۲ـ ابى جعفر محمد صدوق، الخصال، قم، انتشارات اسلامى، ۱۳۶۲، ج ۱، ص ۴۰ / ج ۳، ص ۴۸۳

۲۳ـ ابى جعفر محمد صدوق، پیشین

۲۴ـ محمدباقر مجلسى، پیشین، ج ۸۳، ص ۳۷۳

۲۵ـطه الولى،المساجد فى الاسلام،بیروت،دارالعلم للملایین،۱۴۰۹ق،ص ۱۵۹

۲۶- ۲۷- ۲۸- ۲۹- Encyclopedia of Islam, V. 3, P. 317.

۳۰ـ محمد مکى السباعى، نقش کتابخانه هاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى، ترجمه على شکویى، ص ۳۲

۳۱- Ibid, V. 3, P. 317.

۳۲- Ibid, V. 3, P. 346.

۳۳- ۳۴- Ibid, V. 3, P. 348.

۳۵- Abdol – Wahab, Waragal an al – Hadara… V. 1, P. 109

۳۶- Dahman, P. 120

۳۷- Mahir, V. 1, P. 31

۳۸- Muhammad Amin Tawfiq,… 11

۳۹- Ibid, P. 11

۴۰ـ تقى الدین احمد المقریزى، الخطط، لبنان: مکتبه الاحیاء العلوم، بى تا، ج ۲، ص ۲۴۹

۴۱ـ ۴۲ـ طه، الولى، المساجد فى الاسلام، پیشین، ص ۱۵۹

۴۳- Mahir, oput, V. 1, P. 18

۴۴- Ency clopedia of Islam, V. 3, P. 349

۴۵ـ طه الولى، پیشین، ص ۱۶۲

۴۶- Ibid, V. 3, P. 349

۴۷ـ امام خمینى، پیشین، ص ۳۷ به بعد

۴۸ـ ویلفرد کنت ول اسمیت، اسلام در جهان امروز، ترجمه حسنعلى مهروى، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶، ص ۱۰۱

۴۹ـ ۵۰ـ ۵۱ـ امام خمینى، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۷۹; ج ۱۸، ص ۲۷۶; ج ۱۷، ص ۶۰

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

سازمان بسیج حقوقدانان | سازمان بسیج حقوقدانان استان قزوین