شما اینجا هستید
مقالات » تاملی بر رابطه فرهنگ، اقتصاد و حقوق

اساساً سیاست‌ گذاری اقتصادی و تدبیر امور اقتصادی مردم چیزی جدا ازحوزه فرهنگ آن‌ها نیست.

لذا قسمتی ازاین فرهنگ‌ سازی با بسترهای حقوقی وقانون گذاری ومقررات شکل می‌گیرد،اما زمینه‌ سازی‌هایی را هم باید در نظر گرفت. اگرما شناخت لازم ازاقتصاد ایران وازنیازهای اقتصادی ایران نداشته باشیم و زمینه‌سازی آموزشی، فکری، فرهنگی را در آحاد جامعه از کوچک تا بزرگ و در اصناف و طبقه‌های مختلف ایجاد نکرده باشیم، به‌ طور مسلم رفتارسازی لازم صورت نمی‌گیرد.

اثر فرهنگ در رفتارسازی اقتصادی و شکل‌گیری قانون

قرآن رفتار انسان‌ها را براساس شاکله‌های فکری‌ شان معرفی می‌نماید.چه رفتار سیاسی باشد وچه رفتاراقتصادی، کارفرهنگی درعرصه اقتصادی غنی ساختن آن شاکله‌ ها که می‌خواهد به یک مجموعه از رفتارهای مطلوب اقتصادی منجر بشود. البته ما باید با توجه به ساختارهای فرهنگی، دینی و ملی خودمان (الگوی اسلامی -ایرانی) متفاوت از نظام‌های سرمایه‌داری ،نظام مارکسیستی، نظام‌های سوسیالیستی ودموکراسی که در اروپا وآمریکا وغیره و براساس فرهنگ بومی خودمان این رفتار سازی را که مقدمه اجرای قانون و یا حتیتصویبآنهسترا انجام دهیم ، البته دراینکه دنبال رشد و توسعه هستیم با کشورهای دیگر تفاوت نداریم اما اینکه با چه ابزار و روش‌هایی و با چه نگاهی به انسان و مقوله عدالت و رفاه می‌نگریم مهم است.

رفتارسازی نیاز اجرایی مدل اقتصادی

سال‌هاست درباره اقتصاد اسلامی (خمس، زکات و…) و مدل‌های اقتصادی مقاله و کتاب نوشته‌ شده است؛اما تاکنون درباره روش اجرایی آن و واقعیات موجود در جامعه بحث کاربردی نکرده‌ایم و یا درباره اینکه چه‌ کار کنیم رفتارسازی در رابطه با نظام سازی اسلامی در حوزه (حقوق و اقتصاد) تحقق پیدا کند به نظر می‌رسد موفقیتی نداشته‌ایم یا اگر حتی مدلی نوشته‌ایم به حالت رفتارسازی آن و ابزارهای آن توجهی نکرده‌ایم.از طرفی «فرهنگ اقتصادی » از پیش‌ دبستانی تا دانشگاه با توجه به منابع عمیقی که ما در قرآن، احادیث و روایات معتبر در مواردی همچون صرفه‌ جویی، کار صحیح وغیره داریم می‌تواند در ساختن جامعه‌ای پویا و کارآمد متناسب با الگوی ایرانی و اسلامی بسیار کمک‌ کننده باشد. لذا بدیهی است که تحقق دانش اقتصاد چه در غرب و چه در شرق بدون در نظر گرفتن مقوله فرهنگ امکان‌ پذیر نیست همان‌طور که حقوق با فرهنگ و سیاست آمیختگی دارد،علوم انسانی نیز با انسان و افعال او ربط دارد و با در نظرگرفتن واقعیت‌های فرهنگی وعرفی معنا پیدا می‌کند و ما نمی‌توانیم با کپی‌ برداری و انتخاب کردن قسمتی از به‌اصطلاح الگوی پیشرفت غربی همان مدل را بدون در نظر گرفتن ابزارهای فرهنگی، حاکم بر اجتماع کشور اسلامی مثل ایران پیاده‌ سازی کنیم؛اگر کمی به گذشته نگاه کنیم این مشکل همواره حداقل بر تفکر عده‌ای از نخبگان حاکم بوده و بر سیاست‌ گذاری‌ها و حوزه عمل اثر گذاشته وامروز نتیجه مطلوبی از آن برآورد نمی‌شود.

مهدی بهرامیان، کارشناس ارشد حقوق عمومی

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

سازمان بسیج حقوقدانان | سازمان بسیج حقوقدانان استان قزوین